مفهوم رنگهاي درفش كاوياني
بررسيها و پژوهشگرهاي گسترده نشان ميدهد كه درفش كاوياني چرم پاره چهارگوشي بوده كه بر بالاي يك نيزه كه نوك آن از پشت نمايان بود، آويزان ميشده است. در ميان پرچم يك ستاره بزرگ يا چهار پره به چشم ميخورد كه به چهارگوشه آن پايان ميافته است. در بالاي آن اختر ديگري يافت ميشد كه چنبره كوچكي بود بدينگونه در درفش كاوياني دو ستاره در ميان و بخش بالايي يافت ميشده است. در زير آن در همه گوشه و كنارهايش، رشته نوارهايي كه گوييتا پنج تا ميرسيد، آويزان بوده است كه به زر و سيم و گوهرهاي تابناك و ناب زيوربندي شده بودند. رشته هاي آويزان شده بخش زيرين چرم چهارگوش به سه رنگ سرخ و زرد و بنفش آراسته بودند فردوسي برگزيدن اين سه رنگ را از آن فريدون ميداند كه خود درفش كاوياني را نيز به زيور و ديباي رومي و ابريشم و پرنيان نيز آذين بندي نمود كه در همين باره سراييده است.
فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش
همي خواندش كاوياني درفش
. . .
هوا شد بسان پرند درفش
ز تابيدن سرخ و زرد و بنفش
درونمايه رنگهاي درفش سرفراز كاوياني چيست؟
رنگ سرخ
رنگ سرخ رنگ روز " تير" سومين روز هفته ايرانيان باستان است كه امروز به آن "چهارشنبه" ميگويند. " تير" نام فرشته باران نيز ميباشد و به ياري و كوششهاي اوست كه زمين ازريزش باران بهره مند و كشتزارها و مرغزارها سيراب و سبز و خرم ميشوند. اين رنگ نماد شكوه و توانايي، خروش و جوشش، پايداري براي پاسداري و نگهباني از مرز و بوم است اين رنگ بر روي پرچم كنوني كه در زمان قاجاريه با دو رنگ ديگر سپيد و سبز كه نشانه خانواده بني اميه و بني هاشم ميباشد، ديده مي شود.
رنگ زرد
رنگ زرد رنگ روز " مهر" پايان هفته است كه امروز به آن " يكشنبه" ميگويند. اين روز نام فروغ و روشنايي را با خود دارد، زيرا زادروز " مهرتابناك" ميباشد. اين رنگ نشان پاكي و نيكخواهي، نمايانگر فر و بزرگي، روشنگر گران منشي و سروري و بازگو گر درخشندگي، فروزش و روشنايي است
رنگ بنفش
رنگ بنفش رنگ " اورمزد" چهارمين روز هفته است كه امروز به آن " پنجشنبه" ميگويند. اين رنگ نشانه جنگاوري و دليري و نبرد سرسختانه با دشمن و پيكار در راه آزادي كشور و نگهباني از يكپارچگي و شكوه آن است
سرنگوني درفش كاوياني به دست تازيان بربر(بربر در کلام به اقوام وحشی گفته می شد)
درفش كاوياني كه نماد فر و شكوه آزادي سربلندي و بزرگي ايران زمين بود بدبختانه در هزار و چهارسد سال پيش در تازش تازيان به ايران از دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ايران بر زمين افتاد و ديگر برافاشته نشد و اين اندوه بر دل افسرده ايران پرستان همچنان برجا ماند
امروز بسياري آنرا به دست فراموشي سپرده اند گروهي از آن ياد نمي آورند، دسته اي آنرا نميشناسند، برخي بي انگار مانده اند... كه همه اينها سخت دردآور و تلخ و رنج دهنده اند
درباره سرنگوني درفش كاوياني و ارزش آن بلعمي”ترجمه تاريخ تبري رويه ٣٠ “ مينويسد
چون مسلمانان خزينه ملوك عجم غارت كردند، آن درفش پيش عمرابن الخطاب بماند. پس فرمود تا آن گوهرها بگشادند و آن پوست .بسوختند
طبري در " تاريخ طبري" رويه ١۶٠٠ تا ١۶٠٣ پوشينه چهارم مينويسد كه در جنگ قادسيه ضررين الخطاب، درفش كاوياني را از ايرانيان به تاراج گرفت و ديگر تازيان آنرا به سي هزار درهم خريدند تا پاره پاره كنند و به فروش برسانند. بهاي درفش كاوياني هزار هزار و دويست هزاردرهم بود .
مسعودي”مروج الذهب و معادل الجوهر رويه ٨٢ و ٨٣” مينويسد :
تا زمان يزدگرد سوم آنرا با رستم فرخزاد به سال ١۶ هجري براي جنگ به قادسيه فرستاد و رستم كشته شد، درفش بدست ضررين الخطاب فهري افتاد و به در هزار هزار دينار تقويم شد. بقولي تصرف درفش بروز فتح مدائن و بقولي به روز فتح نهاوند در سال ١۶ يا ٢٠ هجري بود ثعالبي”غرر اخبار ملوك الفرس، رويه ٣٢ تا ٣٩ “ مينويسد .
درفش كاوه پس از پيروزي فريدون به زر و گوهر آراسته شد، علم مقدس ايران بود تا در جگ قادسيه بدست تازيان از قبيله نخع افتاد. سعدابن وقاص آنرا جزو ذخاير و جواهر يزدگرد نزد عمرابن الخطاب فرستاد. عمر امر كرد كه آنرا از چوبه برگرفتند و خود درفش را پاره پاره كرد و در ميان مسلمانان تقسيم كردند .
نيازي به گفتن نيست كه تازيان چه كشتاري از ايرانيان كردند و با آوردن فرهنگ بياباني خود به سرزمين مهر و مردمي و نيكي و نيكخواهي، چه زشتي و بدبختي و تبهكاريهايي كه نيافريدند و چگونه روزگار ايران و ايراني را سياه كردند، به گونه اي كه پس از هزارو چهارسد سال هنوز نتوانسته ايم از چنگ اين خرافات سياه و از چنگ تازيان و تازي زادگان رهايي يابيم. با فرو افتادن درفش كاوياني و سوزانده شدن آن، گذشته شكوهمند ايران نيز به زير زبانه هاي آتش فرو رفت و به خاكستر نشست .
امروز روزي است كه اين درفش سرفرازي كه هزار و چهارسد سال است سرنگون شده و با فرو افتادن خود، بدبختي و سيه روزي براي مرم و كشور ما آفريده شده است، دوباره برپا گردد تا فرخندگي و بزرگي و گران منشي از دست رفته دوباره به چنگ آيد اميدواريم همه ايران پرستان به ياري برخيزند و براي دوباره زنده كردن دلاوريها و جانباختگان راه ايران زمين نيرو و توانايي مردمي و نيكوخواهانه نياكان سربلندمان، گذشتها و رادمرديها و مهربانيها ومهرورزيهاي بزرگان و بهمنشان نيك نژاد و تباران والاگوهرمان و سرانجام براي سرداران دلير و سپهسالاران جانباز آريايي كه از مرز و بوم مهر و اهورا پاسداري نموده و در اين راه گاه جان باخته اند، نماد شكوهمندشان را كه به آن سرفراز و خوشبخت بودند و بدست تازيان بدكيش واژگون شده است، از نو برافرازند در اين راه جوانان بايد پيشگام شوند و درفش كاوياني بايد بر دوش دختران و پسران جوان برافراشته گردد. به اميد اين روز بزرگ
به گفته هرودوت و گزنفون ارتش ايران در زمان كورش بزرگ و داريوش بزرگ داراي نشانهاي برافراشته اي بودند كه در راس سپاه قرار مي گرفته است . هرودوت مي نويسد زماني كه خشيارشا بزرگ به انديشه انتقام از يونانيان افتاد و راهي آنجا شد در راه در نزديكي هلسپونت خورشيد گرفت و خشيارشا از اين علامت برافروخته شد و موبدان و مردان ديني را صدا نمود و از آنان تعبير اين كار را خواست . پيشگويان و موبدان گرفته شدن خورشيد را علامتي بدهنگام براي يونانيان ناميدند . پس او به عزمي راسخ تر روانه يونان شد .
* گزنفون در كتاب آناباسيس خود اشاره نموده است كه درفش شاهنشاه ايران عقابي زرين با بالهاي گشوده است كه بر نوك نيزه قرار گرفته است. به گفته مورخين اين درفش از طلا ساخته شده بوده و بر سر نيزه اي بلند واقع گشته است كه در نبردهاي ايران با كشورهاي ديگر و در جشنهاي ملي ايران به احتزاز در مي آمده است .
* زوناراس مورخ نامدار قرن دوازه ميلادي بيرق ايران در دوره پيش از كورش بزرگ را ماه و عقابي كه خورشيد برابر او بوده ذكر كرده است . بعدها در دوره شاهنشاهي جهاني هخامنشي خورشيد و شير از نمادهاي قدرت و شكوه و بزرگي ملت ايران مي گردد . "كنت كورس" نيز بر خورشيد را نماد شكوه و نوراني بودن شاهنشاهي ايران دانسته است . شير نيز از ديگر نماد هاي ملي ما است . بنا به سنگ نگاره هاي تخت جمشيد شير نماد ايران و گاو يا حيوانات ديگر نماد كشورهاي ديگر است . عده اي نيز بر اين باور هستند كه شير نشان از به پايان رسيدن زمستان و آمدن بهار دارد كه زياد منطقي به نظر نمي آيد .